|
گناهان و اعترافات جهنمی ها
|
سلام به همه دوستان.
وضع حسابی خرابه.هرچی ویروس و بدبختیه افتاده به جون ما.باور کنین از صبح تا شب فقط داریم انتی ویروس میریزیم از اخرم هم هیچی نمیشه. ببخشید همه دوستانی که نتونستیم بهشون سر بزنیم.خیلیییییییییییییی وقت هم بود که اپ نکرده بودیم.خلاصه اینکه ما جهنمی ها فعلا بدجوری درگیریم.علاوه بر بدبختی های کامپیوتر بدبختی های مدرسه هم هستش.برا همین به این زودی ها دیگه نمیتونیم بیایم.الان هم به بدختی اومدیم خبر بدیم و بریم.تا یه مدتی نیستیم.ولی مطمئن باشین برمیگردیم.فوقش یک ماه میشه.منتظرمون باشین. تنهامون نذارین ها.دوستی ها اینجا معلوم میشه. وقتی برگردیم به همتون سر میزنیم.فعلا تا یه مدت خدافظ همگی.![]()
+ نوشته شده در Wed 17 Oct 2007ساعت 2:23 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام به همه بر و بچ خوبین؟
چه خبرا؟سلامتین؟خونواده خوبن؟مامان بابا؟داداش؟ابجی؟خاله؟عمه؟عمو؟خانوم بچه ها چه طورن؟ راستی پای عموتون شکسته بود خوب شد؟داییتون به سلامتی برگشت؟خب انشاالله که مورد قبول خداوند قرار گرفته باشه طاعات و عبادات. گفتیم بلاخره بعد از قرنی اپ کنیم دیگه دست خالی از این دنیا نریم. رها الان مسافرته و در تهران به سر میبره.ماشاالله مسافرت های رها جون هم که سر درازی دارد... قرار بود تو این اپ بگیم ارم مخصوص جهنمی ها چیه که نشد چرا؟چون رها نیست.انشاالله در اپ بعدی. (چرا امروز من اینقدر ماشاالله ایشاالله میکنم؟؟)چون ماه رمضون نزدیکه. اول از همه بگم که اغاز مدرسه ها و بدبخت شدن دوباره ی ما. اخه از اول تابستون هیچ کار مفیدی نمیکردم مگه همین کلاس زبان. همش بخور و بخواب بود و فیلم.فیلمای خوبی هم دیدم تو این مدت که بهترینش Departed به کارگردانی اسکورسیزی بود.اگه این فیلم رو ندیدین حتما ببینین چون معرکه بود و اوسکار امسال واقعا حقش بود.تمام مدت هیجان داشت و اصلا خسته نمیشی. حالا از بحث خارج نشیم امسال که دیگه واقعا وقتم پر میشه.برنامه ی فشرده ی مدرسه و کلاس زبان با هم جمعه رو هم پر میکنه.چه بدبختی داریم ها. دوم اینکه ماه رمضون هم کاملا نزدیکه و از فردا صبح شاید هم بلاخره امشب باید بیدار بشیم و سحری بخورم و روزه بگیریم.سخته ها خدائیش.یکی از کارهایی که من تو تابستون کردم خوردنه.لذت بخشه ها. حال میده نصف شب بری سر یخچال. حالا جدی میشیم:هر دعایی میکنین امیدوارم بر اورده بشه. حالا دوباره خودم میشم:خوش بگذره ماه رمضون.(واقعا چه قدر خوش میگذره!) تا اپ بعدی بابای.![]()
خب البته این چرتی بود که پروندم که چرا اینا رو هی میگم ولی خب گفتیم یه بار هم که شده یه نگاهی به خدا و بهشتی ها بندازیم.![]()
![]()
ای خدااااااااااااااااا.اول های شهریور بود رفتم کتاب هامو گرفتم.امسال هم که دو تا ازمون کلی داریم![]()
خوشبختانه هم که ما بر و بچ خرخون نمیزنیم و لای کتاب ها توسط من و رها و شمار اندکی دیگر از برو بچ باز نشده.چه میشه کرد واقعا حالم حسابی گرفته است.![]()
ولی خب چه میشه کرد؟کاریه که باید کرد.فکر اینو که میکنم که باید زودتر از ۴ پاشیم سرم گیج میره!حالا تابستون خوبه تو مدرسه ها که من ۶ هم به زور پامیشدم چه برسه ۳:۳۰.البته از برکت درس هایی که برا صبح میذاشتمشون هر روز ساعت ۴ بیدار بودم.هی یادش بخیر همیشه تا اخرین لحظه اب میخوردم.هیچوقتم زیاد در طول روز تشنه م نمیشد.وای افطارها چه حالی میداد.حلیم و شیرینی جات و البته از همه مهمتر اببببببببببببببب.
اره دیگه.هم چیزای خوب داره هم بد.بلاخره کاریه که شده.نمیشه کاریش کرد.خودتو سرزنش نکن.درست میشه.میگم ارمان بیاد یه نگاهی بهش بندازه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Wed 12 Sep 2007ساعت 2:47 PM توسط shaghayegh-raha |
چگونه جهنمی شویم؟
سلام بر همه ی جهنمی های عزیز و همچنین بقیه دوستان که جهنمی نیستن ولی ما رو همراهی می کنن. شقایق و رها تقدیم می کنند:(قسمت دوم) رها:خب دوستان کارهایی که گفته بودیم رو انجام دادین؟دیگه باید الان روحتون رو جهنمی کرده باشین و ابزار الات مورد نیاز رو تهیه کرده باشین. شقایق:خب قدم پنجم:باید کارهای شیطانی رو پیاده کنین رو اشخاص.حالا چه طور؟خوب و با دقت حواستون رو جمع کنین: ۶-رها:میتونین برای شروع اگه هنوز دلش رو ندارین که رو ادم های بی گناه انجام بدین رو ادم هایی که اذیتتون کردن انجام بدین. شقایق:به عنوان مثال من همین الان عمل خفه کردن رو رو رها انجام میدم.(البته ما که با اجرا کردن کارها روی افراد بی گناه مشکلی نداریم ولی این یه شروعه برا شما. رها:عزیزم میدونی که منم بیکار نمیشینم. شقایق:خب بیخیال.شما دیگه ببینین با کی خرده حساب دارین. رها:اره خیلی حال میده.امتحان کنین حتما. ۷-شقایق:بعد که رو اون نفر امتحان کردین ببینین تا چه حد کارتون موثر بوده.مثلا اگه دارین شاهرگشو میزنین ببینین چه قدر تمیز انجام میشه؟؟(حالا نه که شاهرگ زنی تمیز انجام میشه!!)بعد با دیگر جهنمی های تازه کار خودتون رو مقایسه کنین. ۸-رها:قدم بعدی اینه که در حین انجام کار چیزهایی بگین که طرف رو دیوونه کنه.مثل: شقایق:فکر نمیکنی بخوای طلب امرزش کنی؟چیزی به اخر زندگیت نمونده عزیز. رها:خب چه نوع روشی دوست داری؟ شقایق:دوست داری از پشت شاهرگت رو بزنم یا از جلو؟ رها:دوست داری خفه ت کنم یا با صدا خفه کن بکشمت؟شقایق تو چی میگی؟ شقایق:بزنش رها.با صدا خفه کن بزنش. رها: و طرف در حال زهره ترک شدنه.بعد خیلی راحت کار رو تموم می کنین در کمال خونسردی. شقایق:و میتونین به عنوان یادگاری ارم مخصوص جهنمی ها رو هم بر روش باقی بذارین.(ارم رو تو اپ بعدی میگیم چیه.) ۹-رها:بعد که طرف رو نفله کردین میرین سراغ کارهای بزرگتر.مثلا اینکه رو ادم های بی گناه انجام بدین. ۱۰-شقایق:وقتی رو ادم های بی گناه انجام دادین تازه لذتش بیشتره.خونسردی و لذت بیشتر دو عامل مهم در جهنمی بودنه. رها:اره.مثلا از کشتن یه ادم بیگناه خیلی بیشتر لذت میبرین تا یه ادم گناهکار.چون گناهکار به هر حال مجبوره مجازات بشه.چه شما و چه کس دیگه. ۱۱-شقایق:نکته ی بعدی اینه که هیچ وقت کاری رو نیمه تموم نذارین.مثلا وقتی کار کسی رو تموم میکنین مطمئن باشین که میمیره.در واقع اثار جرم باقی نذارین. ۱۲-رها:نکته ی مهمی که باید رعایت کنین اینه که تا وقتی به درجات بالا نرسیدین باید تنها کار کنین و درباره ش با هیچ کس حرفی نزنین. ۱۳-شقایق:باید سریع باشین.مثلا اگه یک دقیقه وقت دارین به ترفندهایی که اونجا به درد نمیخوره توجهی نکنین.درواقع باید بفهمین کجا چیکار کنین و چی بگین.این خیلیییییییی مهمه. یعنی مثلا حرف هایی که طرف رو دیوونه و زهره ترک میکنه رو در طولانی مدت به کار ببرین نه وقتی که زمان ندارین. ۱۴-رها:باید بی رحم باشین و حین کار به چیز دیگه ای فکر نکنین که به رحم بیاین و کارتون رو درست انجام ندین. ۱۵-شقایق:و در اخر اینکه حتی یک لحظه از جهنمی بودن پشیمون نشین.حتی یک لحظه. رها:حتی یک لحظه. شقایق و رها: حتی یک لحظههههههههههههههههههههههه. خب دوستان جهنمی عزیز.این بود اموزش ما به شما برای هرچه بیشتر جهنمی بودن. به امید روزی که دنیا از جهنمی ها پر شود. (در اینده ی دور دوباره به این بحث به طور پیشرفته تر می پردازیم.تا اون موقع رو خودتون کار کنین.) تا بعد دوستان. پ.ن.:مهران سر بزنی ها.به نظرمون نبندی وبو بهتره.چرا اخه؟؟به هر حال منتظرتیم. پ.ن۲:دوستان منتظر شما جهنمی ها هستیم.
)![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Sun 19 Aug 2007ساعت 2:25 PM توسط shaghayegh-raha |
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام. ما اپ میکنیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم. حتما تا حالا فکر کردین ما مردیم یا مفقودالاثر شدیم. ما فعلا یه مدت دچار عقده اپیدن شدیم و اسکیزوفرنی حاد هم مبتلا شدیم. الان هردومون کنار هم نشستیم و مغزهای متفکرمون رو روهم میذاریم یه چیزی در بیاد از توش.چه شود!! اپ ایندفعه درمورد چیه؟؟؟؟ ما خیلی درمورد این موضوع فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که خیلی از شماها که میاین برا ما نظر میذارین بیشتر از شصت درصد وجدانتون بهشتیه پس ما میخوایم به شما اموزش بدیم: شقایق و رها تقدیم میکنند:(قسمت اول) چگونه جهنمی شویم؟ ۱-شقایق: اول از همه از نظر شیطانی باید روی نفس خبیثی که ندارین کار کنین و پرورشش بدین میپرسین چگونه؟ پاسخ در دست این دو استاد جهنمی است: -رها: اول باید به عقل خود مراجعه کنید و ببینید از جهنمی بودن چه برداشتی دارید؟ جهنمی بودن یعنی چه؟ شقایق: واقعا چرا میخوایم و نمیخوایم جهنمی بشیم؟ رها: بعضی ها میگن ادم باید بهشتی باشه حالا شما این جنبه شو در نظر نگیرین فقط اینو داشته باشین که: شقایق و رها: غلط میکنن ملت!!!!! شقایق: پس نتیجه گرفتیم که این مورد رو باید بذارین کنار. رها: ولشون کن دارن چیز یاد میگیرن؟ شقایق:یعنی تو در ضمیر خودت با این جمله موافق نیستی؟ رها: خب چرا...ولش کن.ولش کن فکر کنم اونقدر باهوش باشن. ۲-شقایق: بعد از اینکه جهنمی بودن رو برا خودتون توصیف کردین باید از انجام دادن چیزهای خیلی کوچیک که حتا ممکنه دو سه درصد از جهنمی بودن رو داشته باشه شروع کنین. -رها: اگه خواهر یا داداش دارین چه بهتر؟ندارین دختر خاله پسر خاله این همه ادم.اگه اونم ندارین یه ادم غریبه اگه عرضه این کارم ندارین به درد همون بهشتی بودن میخورین. شقایق: اها البته یادتون باشه برای جهنمی بودن باید مغز بسیار متفکری داشته باشین و بتونین از کوچیک ترین چیزهای اطرافتون بدترین و شرورترین استفاده رو بکنین.(مثل ما رها: داشتم میگفتم.شما باید از چیزهای نسبتا کوچیک مثل نیشگون و ناخن به طوری که طرف رو کبود کنه شروع کنین تا به مقام های بالا مثل بریدن شاهرگ اون طرف بیچاره با چاقو برسین. شقایق: هرچند که هیچوقت به مقام ما نمیرسین که بتونین روحتون رو به شیطان بفروشین.ولی ارزو بر جوانان عیب نیست.بتلاشین. ۳-ابزارالات مورد نیاز: رها: اول از همه سعی کنین همیشه خدا نفس خبیثتون همراهتون باشه وگرنه هیچوقت به هیچ جا نمیرسین. شقایق: ابزارالاتی که لازم دارین عبارت است از:(با کلاس کار کنین کلاس ما جهنمی ها رو پایین نیارین! ما ابرو داریم بابا رها:حتما یه دوره رزمی کاری رفته باشین. چند عقرب همراه خود داشته باشین.(در سایز های مختلف به طوریکه موچک باشد معمولا)شیمبولوگنگلومرا. شقایق: hot dog برا گاز گرفتن یه نفر در مواقع عصبانیت پاچه گیری.(که البته در مواقع گرسنگی هم استفاده میشود)بومرنگ با لبه های تیز برای بریدن گلوی اشخاص. رها:فکر نمیکنی بقیه ش یه کم برا اینا سنگینه؟ شقایق: فشار نیاریم بهشون تا همینجا بسه.تازه شیمبولوکنگلومرا هم زیاده براشون. 4-رها و شقایق:برین رو همینا کار کنین فعلا اماده شدین رو اینا تسلط پیدا کردین خرجش یه نظره. .... ... ...To be continued ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)![]()
) اسید سولفوریک صد درصد. (اگر پیدا نکردین روحتون رو به شیطان بفروشین)
اسلحه صدا خفه کن.![]()
(جزو اسرار شیطانی و غیر قابل درک برای انسان های عادی)![]()
+ نوشته شده در Mon 23 Jul 2007ساعت 6:11 PM توسط shaghayegh-raha |
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. ما برگشتیم بلاخره این امتحانا تموم شد. اری میدانیم که از دوری ما و نبودن ما بسی ناراحت بودید و حالا این شما و این دو استاد گرامی جهنمی: شقایق و رها تشویق بفرمایید. اری بلاخره از این رنج و سختی و اندوه و فلاکت ۲۳ روزه نجات پیدا کردیم.اری ما بازگشتیم تا مشت محکمی بر دهان این بهشتیان مفلوک بکوبیم و کسانی را که میخواهند با ما جهنمیان همراه باشند یاری کنیم.به ما بپیوندید............... خب بلاخره ما برگشتیم دلمون برا همتون تنگ شده بود و اما خلاصه ای از روز اخر: بعد از دادن سریع امتحان با بر و بچ ریختیم تو حیاط و شروع کردیم به گرفتن عکس های یادگاری هی همه جمع میشدن رها یه عکس میگرفت باز میخواستن برن یه حالت دیگه هی من میگفتم:تکون نخورین میخوام منم با دوربینم بگیرم!!خلاصه اوضاعی شده بود.من و رها هم کلی عکس عشقولی انداختیم. بعد رفتیم سر کار خیلی باحالی که اگه تا حالا به معنای واقعی یا غیر واقعی انجام ندادین پیشنهاد میکنیم حتما انجام بدین: اب بازی!!! اره من و رها تو کل مدرسه معروفیم به این کار و وقتی ما شروع میکنیم همه شروع میکنن بعد در حال خیس کردن همدیگه کلی فیلم و عکس گرفتیم و در پایان با کمی مسخره بازی(کمی بیشتر از کمی) با همدیگه و در اغوش هم (به خصوص من و نسترن) و در حال خوندن شعر:میرن ادما.........از اونا فقط..........!! خب دوستان منتظر نظراتتون هستیم و شما هم منتظر اپ بعدی ما باشید و حتما بیاید چون خیلی جالبه و کلا میزنیم تو کار تغییر و تحول از اپ بعدی. پ.ن.:شیوا جون به زودی اون ماموریت رو انجام میدیم. ۲-پویا خان نگران نباش ما هستیم. ۳-نارسیسا جون به زودی میایم وبلاگت. دوستان منتظر نظرات شما.این وبلاگ دیگه زور به زود اپ میشه.بیاین ها.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بعد از ما همه پلاستیک های اماده شده ار روز قبل به سفارش ما رو دراوردن و کامل همدیگه رو خیس کردیم انگار رنگ مانتو شلوار عوض شده بود![]()
![]()
از همدیگه خدافظی کردیم و باز کلی حرف اضافی که زنگ نزنی خفه ت میکنم و اینا.....
(البته خب مشخصه که من و رها یه روز هم نمیتونیم بدون زنگ زدن به همدیگه دووم بیاریم.
)خدافظی کردیم.بعدش هم رفتیم خونه و از اون موقع من و رها ۳ بار به هم زنگ زدیم که نشون دهنده ی امار بعدیه!!![]()
![]()
+ نوشته شده در Mon 11 Jun 2007ساعت 3:43 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام دوستان.
دیگه واقعا بدبختی میباره. این رها هم روش زیاده منو میفرسته اپ کنم خودش میشینه خرخونی. دیگه تا ۲۱ روز دیگه خدافظ تا امتحانا تموم بشه. این اپ هم خیلی کوتاه شد. پ.ن.:دوستان خواهش ما رو تنها نذارین نظر بدین. بعد ۲۱ روز دچار تضعیف روحیه میشیم ها. فعلا بای. دعا کنین امتحانامون خوب بشه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Tue 22 May 2007ساعت 11:8 PM توسط shaghayegh-raha |
اندر احوالات شقایق و رها:
خبرها حاکی از این است که شقایق و رها در بدبختی غلت میزنند و روز به روز بیشتر در بدبختی فرو میروند و گویی این اواخر و خرخونی های پایان سال گردابی است که هر روز بیش از روز پیش اندر ان فرو میروند.گویی هیچ گاه تمامی ندارد تا این بندگان فلک زده ی جهنمی که روزگاری که حدود چندهزار سال قبل از میلاد میشد بر جهان حکومت میکردند نفس راحتی بکشند. اری این است نتیجه ی چندهزار سال جهنمی بودن ولی این استادان جهنمی باز هم به شما توصیه میکنند که جهنمی باشید تا لااقل از زندگی خود لذت ببرید و بعد به فلاکت دچار شوید و نه مانند بهشتیان که هیچ از روزگار خود نمیفهمند.اری این بود پیام اخلاقی این بحث ان ها. این اواخر استادان جهنمی از شدت گرفتاری و خرخونی وقت سرخاراندن ندارند و بدین جهت کمتر وقتی پیدا میکنند تا به وبلاگ مشرف شوند و اپ کنند و از شما دوستان خواهشمندند که(دوستان جون هرکی دوست دارین ما رو تنها نذارین ها نظر بدین و به ما کمک کنین).......بلی گفته شد. اطلاعیه:از دوستان عزیز خواهشمند است که این دو استاد گرامی را در عمق اندوه و فاجعه ی اخر سال تنها نگذارید و انان را با نظرات شریفتان یاری کنید. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. ستاد مبارزه با + بودن![]()
+ نوشته شده در Sun 6 May 2007ساعت 5:0 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام دوستهای خوبم......
خوبین؟؟..... امروز من خیلی خیلی خیلی خوشحالم...... میدونین چرا....؟؟؟!!! ...امروز تولد شقایق جونمه... ............................. ............................. امروز ۳ اردیبهشت ساعت ۱۲:۴۵ تولد شقایق جونمه.... هوراااااااااااااااااااااااا....... خدایا.... خدا جونم...... آرزو میکنم همیشه موفق باشه آرزو میکنم همیشه پیش هم باشیم آرزو میکنم هیچوقت دوستیمون تموم نشه و همیشه به یادهم باشیم آرزو میکنم همه ی آرزوهاش برآورده شن....... امیدوارم همیشه توی جهنممون خوش باشی.... شقایق جونم تولدت مبارک از ته قلبم دوستت دارم کسی که همیشه به یادت هست رها ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.................................![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.................................![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Mon 23 Apr 2007ساعت 12:45 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام.................................................................................. .......................................................................................... سلااااام.............................................................................. چی بگیم خب؟؟!!!................................. آهان.......قرار بود چی بگیم.................؟؟؟!!! خب میریم سر اصل مطلب: نارسیسا جون ما رو دعوت کرده بود تا نفری سه تا از برسامون رو بگیم................................................................................ یوهاهاهاهاها............... یوهاهاهاهاهاهاهاها.........................هاهاهاهاها................. خیلی بی نمک یود نه؟؟؟........................خب دیگه همیشه که نمیتونیم نمک دون باشیم(نه که حالا همیشه خیلی بانمکیم...... ........؟؟؟ میخوایم یه کم چرند پرند بپرونیم: چرند......بپر.......پرند......بپر......چرند.......بپر......پرند......بپر....... ....ببخشید....ما امروز حسابی قاتی کردیم.............................. خودمون هم نمیدونیم چی داریم میگیم.......................... فکر میکنیم سرمون به جایی خورده....................... حالا شما قبل از این که بقیه ی آپ رو بخونین......پاشین........... سرتون رو بزنین به دیوار...بعد بشینین و با ما همراه بشین........ ....نه..... اصلا اگه دوست دارین وایسین..........هر طور راحتین.. ...مهم اینه که سرتون رو به جایی بزنین.................................. ........................................................................................... اصلا چرا از ما میپرسین؟؟!!!......به ما چه؟؟!!......به شما چه؟؟! .........به اونا چه؟؟!!!.....هر دلتون میخواد بکنین........................ .....من نازی رو طلاق نمیدم........ حالا رسیدیم سر اصل مطلب:من نازی رو طلاق نمیدممممممم.. ............................................................................................ شقایق:................................................................................ ۱. از فضاهای بسته بدون پنجره مثل آسانسور یه وقتی۶سالم بود رفتم تو اتاقم بازی کنم در اتاق هم قفل کردم بعد از یه ساعت اومدم از اتاق بیام بیرون. اومدم در رو باز کنم دیدم هر کار میکنم در باز نمیشه بعد یه جیغ بلند کشیدم ۲. میترسم که یه دفعه بمیرم: برای خودم هم عجیبه ولی دوست دارم دو سه روز قبل از مرگم خبردار بشم که دارم میمیرم. از همه خداحافظی کنم و دوست دارم کارهایی رو که میخوام انجام بدم..................................... پس از الان باهام خداحافظی کنین شاید دو سه روز دیگه مردم ۳. میترسم یه روز بفهمم یه اتفاق خیلی بدی داره می افته ولی من نتونم هیچ کاری انجام بدم. تا حالا این اتفاق برام چند بار افتاده رها:...................................................................................... ۱. عنکبوت: من از هیچ جاندار دیگه ای نمیترسم. از پرنده ها و بی آزارترین حیون ها گرفته.......................تا موش و مار و تمساح و ...... ولی از عنکبوت خیلی خیلی خیلی میترسم. حالا چه نیم میلی متری باشه چه یه متری. آخه وقتی بچه بودم به طور اتفاقی یه فیلم دیدم که توش عنکبوت های خیلی چندش آور می رفتن و آدم ها رو میکشتن. ۲. سرسره: یه شب وقتی۷سالم بود و تازه یکی دو هفته از شروع مدرسه ها گذشته بود و من حسابی ذوق و شوق مدرسه داشتم یه لباس قرمز که تازه خریدم بودم پوشیدم و با مامان و بابام رفتیم طرف پارک. زمینهای پارکه هم ریگ ریگ بود. وقتی از سرسره بالا رفتم برگشتم و با تاکید زیاد به پشت سریم گفتم که وایسه من برسم پایین بعد بیاد. اونم گفت باشه منم سر خوردم پایین. هنوز تازه حرکت کرده بودک که اون با سرعت زیاد پشت سرم اومد و پاش گیر کرد به پهلوم منم از اون بالا با سر اومدم پایین. مامانم دوئید طرفم منم یه کم گریه کردم ولی بعد خوب شدم و موضوع تموم شد. بعد که رفتیم پیش بابام مامانم موضوع رو تعریف کرد و همه خوشحال بودیم که همه چیز به خوبی گذشته. وقتی اومدم سرمو بخارونم یه چیزهای نرم خیس تو سرم احساس کردم. دستمو که اوردم بیرون دیدم همینطور داره ازدستم خون میچکه. به مامانم گفتم و با تمام سرعت به درمانگاه رفتیم. یه شکاف عمیق ۱۰ سانتی توی سرم بود که بعدم ۱۵ تا بخیه خورد. ۳. میترسم از خانواده ترد بشم: میترسم یه روز یه کاری بکنم که خانوادم منو کنار بذارن و دیگه دوستم نداشته باشن. میدونم که هیچ وقت همچین اتفاقی نمی افته ولی بازم خیلی میترسم......................................... ......................................................................................... .......................................................................................... حتما از دستمون ذله شدین که این همه نقطه میذاریم ............................................................................................ نه؟؟؟!!................................................................................ حالا این هم برای اختتامیه:........................................................................................... .................................................................................................................................... ...............................................................فعلا باییییییی پ.ن. : رها: من برگشتممممممممم.........هورااااا....... شقایق: کوفت!!!.........این همه برات LOVE ترکوندم...یه ذره احساسات خرج کن!!! رها: عشق منیییی......... یه ذره دوستم داشته باش......
).............................................................................![]()
مامان و بابام و آبجیم اومدن. اونا هم هر کار کردن نتونستن در رد باز کنن بعد مجبور شدن در رد بشکونن منم خیلی ترسیده بودم
از اون موقع به بعد دیگه نمیتونم توی فضاهای بسته بمونم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Tue 10 Apr 2007ساعت 7:45 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام به همه بر و بچ جهنمی.
خوبین؟چه خبرا؟خوش میگذره؟
ما که دوباره داریم میریم خونه قبلیمون.یه کم کار داشت حالا دوباره داریم بر میگردیم.![]()
خیلیییییییییی دلم برا اتاق خودم تنگ شده بود.![]()
![]()
دیگه مدرسه ها دوباره باز میشه و ........ ما باز کلی مکافات داریم.چه کنیم دیگه؟
ولی از یه طرف خوبه.چرا؟؟؟
خب معلومه چون رها میاد دیگه.اخیییییییییی خیلییییییییییییییییی دلم براش تنگ شده حتی بیشتر از اتاق خودم.![]()
باز رها میاد و کلییییییییییییییییییییییی حرف ناگفته داریم که با هم بزنیم.اصلا از وقتی نبوده همه حرفام تو دلم تلنبار شده بود.![]()
رها جونم زودتر بیا دیگه.![]()
![]()
خب باز من LOVE ترکوندم.![]()
حالا میرسیم به سیزده بدر.از قدیم گفته اند:۱۳ عدد نحسی است و حالا ما هم که جهنمی هستیم قراره نحس ترش کنیم.میریم حال گیری دیگه.![]()
![]()
رهکارهایی برای خراب کردن سیزده بدر فامیل در طبیعت:
۱-تمام کبریت ها را توی اب بیندازید.
۲-وقتی در کنار رودخانه هستید،دوستتان را به درون رودخانه هل بدهید.
۳-کمی گل برداشته و روی سر و صورت دیگران بپاشید.
۴-برای مدتی خودتان را گم و گور کنید تا دیگران نگران شوند بعد با یک مارمولک در دست بازگردید و ان را در جیب یکی از بر و بچ بیندازید.
۵-البته نوع دیگری از نحس کردن این روز مهم را هم داریم:مثل برج زهرمار یک جا بنشینید و هرکس که بهتون نزدیک شد مثل سگ پاچه بگیرید تا دیگران حرصشون در بیاد و دیگه از ترس به شما نزدیک هم نشوند.
البته این راهکارها بیشتر از این هاست ولی به علت کمی وقت بقیه شو سال اینده براتون میگم.
(ادامه دارد.......................)
خلاصه کلام اینکه:سیزده بدر بهتون خوش بگذره.![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Sun 1 Apr 2007ساعت 7:26 PM توسط shaghayegh-raha |